بازم مثل هر دفعه رفت سفر !!!
اونم واسه یه هفته که مطمئنا مثل یه قرن میگذره !(!)!!!
اما ایندفعه من عاشقترم ! امروز شک نداشتم که یه جورایی بهم علاقه داره . اما هنوز دچار تردیده !! به هزار زبون سعی کردم بهش نشون بدم دوستش دارم . ![]()
خدایا !! میشه جملات منو واسش ترجمه کنی ؟!! ![]()
راستی خدا جونم ! مواظب مسافر من باش !! نذاری یه وقت بهش سخت بگذره ! ![]()
به تو سپردمش.![]()
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت
18:21 توسط گمشده ای از تو
